برگشتن مامان حاجی و بابا حاجی
سلام به فرشته های نازنینم و همه ی دوست های گلم
روزپنجشنبه یکم خرداد 93 باباجون مرتضی و مامان جون مهری از مکه سرزمین وحی برگشتن.

ما صبح زود ساعت 5 رسیدیم.خالهها و دائی ها هم از دزفول اومدن.عصر همه ی فامیل رفتیم استقبال.نمیتونم حال و هوای اونجا رو و حال خودم رو توصیف کنم.وقتی صورت ماهشون رو دیدم قلبم داشت از سینه م بیرون میومد.از خوشحالی تو پوست نمیگنجیدم.چقدر انتظار همچین لحظه ای رو داشتم که مامان و بابای عزیزم رو صحیح و سالم ببینم.خدا رو شکر همه چیز عالی پیش رفت.فردای اون روز همه تو تالار مهمان حاجی ها بودیم.بابا رضا روز یکشنبه رفت شیراز و ما موندیم ولایت.خاله محبوبه خیلی جاش خالی بود.دیگه نتونست طاقت بیاره و روز چهارشنبه اومد و فردا که یکشنبه هست داره برمیگرده.خاله مهتاب هم جمعه برگشت.دیشب مهمان دائی مهدی و زندائی بودیم و رفتیم شهربازی.کلی بهتون خوش گذشت.





برگشتن مامان حاجی و بابا حاجی 

